الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

97

الغدير ( فارسي )

اى ارمغان مهربانى خداوند براى جهانيان ! واى آن كه اگر نبود ديگران آفريده نمىشدند ! تو چهرهء درخشان بزرگىها هستى - و رخسار تابناك زيبائىها - ‹ 3 › تو درستكارى و تو زينهارى و توئى كه گره‌ها را مىگشائى ‹ 4 › رجب به سوى تو آمده و آن هم با گردنى كه گناهان بر آن سنگينى مىكند ، مىشود - از اين گرانبار - رهائىاش بخشى ؟ » و هم اوست كه پيشوا و فرمانرواى گروندگان - درود بر وى - را مىستايد و مىگويد : خرد فروغ است و تو مايه اش هستى رازى است و تو آغازش همهء آفريدگان كه فراهم آيند همه بنده‌اند و تو سرورشان تو آن سرپرست هستى كه برجستگىها و برترىهاى او را در ميان آفريدگان همانندى نيست اى نشانهء توانائى خداوند در ميان بندگان ! و اى راز آن كه خدائى به جز او نيست ! جهانيان دربارهء تو به ناسازگارى افتادند و - با سرگردانى - از راه راست به در شدند . گروهى گفتند : البته او هم بشرى است